السيد الطباطبائي

112

مجموعه رسائل ( فارسى )

مراتب وجود مفروض و هر حدى از حدود فعليت‌يافتهء آن ، جهت فعليت سابقش كه موضوع قوه و منشأ انتزاع فقدان وجود بالفعلش بوده كمال و فعليت ، و نسبت به مرتبه و حد لاحقش ، بالقوه و مرتبطالذات است ، و عليهذا وجود چنانى ، كمال اول براى جسم مترقب‌الوصول به غايت است ، و كمال اول بودنش ، از حيث تعلق وجودش به غايت ، و بقاء قوه وصول جسم به آن است كه با فعليت وصول ، كمال ثانى حاصل مىگردد چنان‌كه در فصل اول بيان شد . پس وجود مفروض‌المراتب ، عين حركت و سيال‌الهويه و تدريجى است ، زيرا حد حركت بر آن منطبق مىشود ، و ما به الاشتراك و متحرك در اين حركت را ماده و موضوع ، و ما به الاختلاف را صورت و حد نام‌گذارى مىكنيم ، و هر حدى به لحاظ حد بودنش كه لحاظ به شرط لائى است با حد ديگرى ، قابل جمع نيست ، و هم‌چنين قوه حدى را كه در بر گرفته با غير آن ، اجتماع‌ناپذير است ، و به ناچار هر حدى ، قوه‌اش همانا حد قبلى بلافصل آن است و اما حد قبلى مع‌الفصل به هيچ‌وجه قوهء آن نيست . پس هر موجود بالفعل داراى قوه ، وجودش سيال و تدريجى است ، و عكس نقيضش آن‌كه ، هر موجود دفعى غير سيال و ثابت ، مشتمل بر قوه نبوده و به عبارت روشن : وجود ثابت بدون ماده است . سپس كلام و گفت‌وگو در اعراض از آن جهت كه وجود و دگرگونى آنها تابع معروضات و موضوعاتشان مىباشد ، اجمالًا نظير كلام و گفت‌وگو در جواهر است كه تفصيل آن در بحث‌هاى آينده مىآيد . با توجه به آنچه كه بيان گرديد ، روشن مىشود كه هر موجود داراى حركت ، داراى ماده است ، و هر موجود بدون ماده ، بدون حركت است ، و نيز از بحث‌هاى مذكور در اين فصل روشن شد كه وجود منقسم مىگردد به ثابت و سيال و به ما بالفعل و ما بالقوه .